خوب چکار کنم نشد که بشه بیام اینجا . یه هفته شلوغ پر از کار و ماموریت و سمینار و ......
اون پست قبلیم فراموشش کنید . یکی از کارای احمقانه من بود
-من الان کلی حالم بده دلتنگم . شوهرک داره میره تهرون ماموریت اونم تا چهارشنبه .
من میرم پیش مامان اینا ![]()
کلی دلم براش تنگ شده از حالا . جالبه وقتی باهمیم همش تو سر و کله هم میزنیم . اصلا ما حالت عادی نداریم یا کلی مهربونیم و داریم قربون صدقه هم میریم یا داریم هم دیگه رو شستشو میدیم اویزون میکنیم . البته این حالت دومی تو من بیشتره ![]()
-- تو این مدت پدر دوتا از دوستامون فوت کرد یکی هفته پیش یکی هم دیروز . الان هم میخوایم بریم تشییع جنازه . خیلی دلم براش میسوزه
---دکمه (دال ) کیبورد خرابه . کاش شوهرک نفهمه میکشتم .
----این پست اصلا به خودم نچسبید شما هم مجبور نیستید بخونیدش . نمیدونم چه مرگمه به چرت و پرت گویی افتادم
-----باز این بلگفا بازی در اورده نمیتونم کامنت بذارم برای کسی ولی همه رو خوندم
