تبليغاتX
عسل و شو هرک -
روزانه های زندگی
سلام سلام

این یه عسلک خجالت زده است که بهتون سلام میکنه

عسلک تقاضای عفو و بخشش داره

میدونم خیلی بی تربیتی بود که این جور رفتم ولی اوضاعم خیلی ناجور بود . میومدم و وبلاگا رو میخوندم ولی اینقدر بهم ریخته بودم که ترجیح دادم تا بهتر نشدم نیام اینجا . من و شوهرک اولین قهر طولانی مدت خودمون رو از یکشنبه تا امروز صبح طول دادیم . البته قهر نه اینکه حرف نزنیم ولی خوب با هم مهربون هم نبودیم . منم که کلا قاطی هر روز وقتی میومدم خونه یه ساعت تو تنهایی خودم گریه میکردم . جالبه که هیچ کس هم هیچ چیز نفهمید . ولی اینقدر گریه کردم تا اینکه الان ارومترم .

دوهفته پیش هم که تهران بودم و نتونستم بیام اینجا آپ کنم

ولی یه اعترافی میکنم . از اینکه میومدم اینجا میدیدم کسایی که اصلا ندیدن منو تا به حال نگرانم شدن کلی خوشحال میشدم و حالم بهتر میشد .

الان شرکتم باید برم  کار دارم .

برمیگردم

پ ن . خدایاااااااااااااااااااااااا یه دنیا از ت ممنونم . با اینکه بنده بدیم ولی تو مهربونی و همیشه تو بدترین لحظات دستم رو گرفتی . ممنونننننننننننننننننننننننننن

ژ

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 8:40  توسط عسل  | 

 
>