این یه عسلک خجالت زده است که بهتون سلام میکنه
عسلک تقاضای عفو و بخشش داره![]()
میدونم خیلی بی تربیتی بود که این جور رفتم ولی اوضاعم خیلی ناجور بود . میومدم و وبلاگا رو میخوندم ولی اینقدر بهم ریخته بودم که ترجیح دادم تا بهتر نشدم نیام اینجا . من و شوهرک اولین قهر طولانی مدت خودمون رو از یکشنبه تا امروز صبح طول دادیم . البته قهر نه اینکه حرف نزنیم ولی خوب با هم مهربون هم نبودیم . منم که کلا قاطی هر روز وقتی میومدم خونه یه ساعت تو تنهایی خودم گریه میکردم . جالبه که هیچ کس هم هیچ چیز نفهمید . ولی اینقدر گریه کردم تا اینکه الان ارومترم .
دوهفته پیش هم که تهران بودم و نتونستم بیام اینجا آپ کنم
ولی یه اعترافی میکنم . از اینکه میومدم اینجا میدیدم کسایی که اصلا ندیدن منو تا به حال نگرانم شدن کلی خوشحال میشدم و حالم بهتر میشد .
الان شرکتم باید برم کار دارم .
برمیگردم ![]()
پ ن . خدایاااااااااااااااااااااااا یه دنیا از ت ممنونم . با اینکه بنده بدیم ولی تو مهربونی و همیشه تو بدترین لحظات دستم رو گرفتی . ممنونننننننننننننننننننننننننن
ژ
